مقدمه
یکی از بخش های مهم بدن آدمی ، سر میباشد که به عنوان افضل بدن از آن یاد میشود. بشر در طول تاریخ با پوشش و تزئیناتی که برای سر انتخاب کرده بود نه تنها قصد محافظت از آن را داشت بلکه همانگونه که مهمترین عامل شناسایی هر فرد بخشی از سر او یعنی صورت بوده ، سر نیز در معرفی موقعیت و طبقه اجتماعی ، سن و نظام اعتقادی به صورت یاری رسانده است. یکی از پوشش هایی که سر را میپوشاند ، کلاه میباشد. در گذشته در کشور ما، کلاه، بخش جدانشدنی از لباس مردان به شمار میرفت. کلاه برای مرد به منزله چادر برای زن بود و مردی بدون کلاه در کوچه و بازار دیده نمیشد.کلاه از این جهت ضروری بود که مردان عضو «سر» را سلطان و فرمانده بدن میپنداشتند و اعتقادشان بر این بود که باید برای این عضو، حرمتی بسیار قایل شد تا آنجایی که حتی هنگام خواب، عرقچین بر سر میگذاشتند و جز دیوانگان، مردی بدون کلاه دیده نمی شد. در اهمیت کلاه همین بس که باور داشتند اگر مردی بدون کلاه، آب بخورد دلیل بر عدم عقل و حواس وی است و اگر بنا به دلایلی عرقچین از سرشان میافتاد، کف دست شان را روی سر میگذاشتند و آب میخوردند.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
طنز - کلیلهودمنه بختياري - اندر حکایت یک پژوهشگر و یک پزوهشکده!!!!
آوردهاند كه در ناحيت اسباهان در آبگيري مشرف به دشت لنگان كه لغت العرب آن را لنجان همي خواند ابو كاگُتوني همي زيستن اختيار نمودي كه خود را محقق المحققون جبال اللور و به لسان فُرس پژوهشگر ناميد، كه به زعم خويشتن پژوهش خانهای همي دارد؛ اما هرگز اين پژوهش خانه وجود خارجي نداشتي تا به نام مردم بختياري هرروز تبليغاتش را بر وبلاگهاي ساير بلاد فرستادي. ابو كاگتوني به مفهوم «كايد گفتني» و نام شخصي كه در روایتهای بختياري گونهای از « دَدي سرِ چشمه رين» مذكر بودي كه ما در اينجا از نام او استفادي نمودندي و استخوان پوسیدهی آن مرحوم هم در گور به لرزش درآمدي.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
دوران حکومت نسبتاً طولانی یکصد و سی و دو سالهی ترکمان قاجاری(1170. تا 1304.ش.) یکی از پر فراز و نشیب ترین دورههای تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران است که نگارنده نیازی به شرح تحوَلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و..... آن را در این فرصت نمیبیند و در این مجال، تنها به بیان پارهای از رویدادها و تحوَلاتی بسنده میشود که بیشتر به وقایع بعد از مشروطه و استبداد صغیر وابستهاند و در کتاب مسافر پایتخت نیز به آنها اشاره گردیده است.
مسافر پایتخت، شکوائیهای انتقادی و سندی رسوا کننده علیه نظام نابسامان و واپسین روزهای حکومت قاجار و نزدیکان، وابستگان و سرسپردگان آنها؛ یعنی همان کسانی است که بی درنگ داعیه داران مشروطه و مشروطه خواهی ایران هم شدند. سندی که برگ برگ آن شرنگی در کام و خاری است در دیدگان ستمگران به حقوق ایران و ایرانی. از دیدگاه نگارنده- با وجود فراوانی آثار و منابع مربوط به تحوَلات این دوره کمتر نویسندهای توانسته است اوضاع و شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی ایران بعد از انقلاب مشروطه و مقارن استبداد صغیر محمَد علی شاه و قیام مجاهدان بختیاری، آذربایجانی و دیگر سرزمینهای این کشور بزرگ و پایدار را این گونه به تصویر بکشد.
ادامه در ادامه مطلب....
ادامه مطلب...
سعد یا مرد نکو نام نمیرد هرکز - مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند

پل حاج میرزاخان راکی- واقع در تنگ گزی چلگرد- ییلاق طایفه برجوئی راکی و مدملیل راکی
ادامه مطلب...
ضرب المثل های بختیاری نویسنده: پایگاه فرهنگی اندیکا
ضرب المثلها بختیاری بخشی از فلکلور و منظومه های پر معنی هستند که به صورت سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده اند.آنها ضمن قابل درک بودن برای تمام مردم، دارای ویژگیهائی همچون سادگی، کوتاهی، در توانایی رساندن مفهوم و یاد آوری تجربه های عینی به مخاطب است که درجای خود و در همه ی گفتگو ها کاربرد عمومی دارد. حالت طنز این گونه مثلها سبب شده است تا جایگاه ویژه ای در بین مردم داشته باشند. جامعه شناسان معتقدند یکی از راههای شناخت زندگی هر قومی، مطالعه ی ضرب المثلهای آن قوم است. ضرب المثلها کلید راه یابی به فرهنگ هر قوم و انعکاس دهندۀ تجربیات نسل ها و بازتابی از زبان مردم می باشد.آنها بعضاً دارای جملات کوتاه هستند ، اما مفاهیمی بلند دارند و چنان مقصود را بیان می کنند. که ساعت ها نوشتن و یا سخن گفتن، قادر به این کار نیست. در بین بختیاری ها ضرب المثلها به دلیل تماس مستقیم با طبیعت، صریح و بی پرده ولی عمیق وبسیار پر معناست. ضرب المثلهای بختیاری نشانه ی پیوند این زبان با شاخه های گوناگون ادبیات مانند قصه، داستان، ضرب المثل و شعر است. در واقع اینها قسمتی از خورده فر هنگ های ایل غیور بختیاری می باشد. که به فلکلور یا فرهنگ توده معروفیت دارند.
شاید برخی از آنها چندان جالب نباشند، و در آنها کلمات مناسبی به کار نرفته باشد، و بعضی ظاهر خوشایندی نداشته باشند ولی حفظ آنها به همان شکل و ماندگاریشان ضروری است.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

هَمْ، زه نو، گوشوم، رِسِه، اَي خدا، بونگه عـزا
مَردِ مون، وا، سر، زنين، سي شهيده كربلا
كربلا يا كربلا، اَي حسيــن بنيـــر وه مـــا
كي نِه داريم، اَي حسين، روزه محشر وُ جزا
هم زه نو، گوشوم رِسِه، اَي خدا، بونگـه عزا
شيعيون، وا، سر، زنين، سي حسين وه كربلا
ادامه در ادمه مطلب...
ادامه مطلب...

کدخدائی بارت اِخاه- سه من دومن آرد اِخاه نویسنده: پایگاه فرهنگی اندیکا
توی خیابان جناب آ کلاه دار را دیدم وقتی به من رسید شروع کرد به هِر هِر هِر خندیدن گفت:همین طوری میخواستید مملکت را آباد کنید؟ گفتم: چطور من که صاحب منصب نیستم. گفت: تو طرفداری اِکردی؟ گفتم بله،روزگاری من هم در حد خودم با کمک دوستانمان در روستاها و عشایر، عمران و آبادانی میکردیم. پای پیاده برای محرومیت زدایی کوهها را زیر پا میگذاشتیم در قصبات، مدیریت مردمی درست میکردیم، در جنگ با متجاوزین به مملکت جنگیدیم در این انتخابات آخری هم مشارکت داشتیم بقیهاش با دولتمردان و حکومت گران است. دیدم خدا بده برکت شروع کرد به درد دل کردن و از گرفتاریهای خودش و مردم مسجدسلیمان صحبت کردن و از بیکاری پسرش گفت و گرانی کالا و معیشت مردم فقیر وضع نظافت و بهداشت عمومی شهر و جلوگیری شهرداری از ساختوساز و بلندمرتبه سازی در مناطق آلوده به نفت و گاز گفت و گفت و گفت .
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
امام جمعه مسجدسلیمان، از "بهنام محمدی" سردار 13 ساله بختیاری در دفاع مقدس و شهید علی مردان خان بختیاری رهبر قیام سال 1308 تجلیل کرد.
حجت الاسلام حاج شیخ محمد صادق امینی امام جمعه مسجدسلیمان که در مراسم بزرگداشت ۱۳ آبان سخن می گفت، ضمن تأکید بر استقلال طلبی ایرانیان در برابر سلطه بیگانگان و امریکا، به بیان افتخارات ایران از جمله دستیابی به دانش و انرژی هسته ای، سلولهای بنیادی و... پرداخت.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

هَمْ، زه نو، گوشوم، رِسِه، اَي خدا، بونگه عـزا
مَردِ مون، وا، سر، زنين، سي شهيده كربلا
كربلا يا كربلا، اَي حسيــن بنيـــر وه مـــا
كي نِه داريم، اَي حسين، روزه محشر وُ جزا
هم زه نو، گوشوم رِسِه، اَي خدا، بونگـه عزا
شيعيون، وا، سر، زنين، سي حسين وه كربلا
ادامه در ادمه مطلب...
ادامه مطلب...

توی خیابان جناب آ کلاه دار را دیدم وقتی به من رسید شروع کرد به هِر هِر هِر خندیدن گفت:همین طوری میخواستید مملکت را آباد کنید؟ گفتم: چطور من که صاحب منصب نیستم. گفت: تو طرفداری اِکردی؟ گفتم بله،روزگاری من هم در حد خودم با کمک دوستانمان در روستاها و عشایر، عمران و آبادانی میکردیم. پای پیاده برای محرومیتزدایی کوهها را زیر پا میگذاشتیم در قصبات، مدیریت مردمسالاری درست میکردیم، در جنگ با متجاوزین به مملکت جنگیدیم در این انتخابات آخری هم مشارکت داشتیم بقیهاش با دولتمردان است. دیدم خدا بده برکت شروع کرد به درد دل کردن و از گرفتاریهای خودش و مردم مسجدسلیمان صحبت کردن و از بیکاری پسرش گفت و گرانی کالا و معیشت مردم فقیر وضع نظافت و بهداشت عمومی شهر و جلوگیری شهرداری از ساختوساز و بلندمرتبه سازی در مناطق آلوده به نفت و گاز گفت و گفت و گفت .
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
