مقدمه :
طلوعي يا سال طلوعي، به واقعه اي گفته مي شود كه حدود سال هاي 1328 ش و 1329 ش همزمان با ملي شدن صنعت نفت ايران در منطقه گرمسيري بختياري در خوزستان به وقوع پيوست. گروهي از مردم در مناطق نقت خيز بختياري ، بر اثر عوام فريبي جاسوس انگليسي به نام جيكاك2 ، ناآگاهانه به اطاعت و پيروي از انديشه و افكار گمراه كننده وي وارد يك جريان انحرافي و شبه مذهبي به نام طلوعي شدند.
اين جاسوس تربيت شده و زبردست كه از سوي دولت انگلستان جهت دسيسه و توطئه هاي استعماري و تفرقه اندازي و سوق دادن مردم به انديشه هاي واهي و انحرافي و عقيم ساختن جنبش مردمي ملي شدن صنعت نفت به ميان مردم ايران و بختياري ها اعزام شده بود با برنامه هاي طرح ريزي و از قبل پيش بيني شده و با وسايل و ابزاركار مورد نياز و با انديشه هاي مخرب و انحرافي وارد عمل گرديد و باعث و باني تفكر شبه مذهبي طلوعي گرديد.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
خانه تاریخی سردار اسعد، تنها بنای باقیمانده از مجموعه تاریخی و معروف باغ ایلخانی دوره ناصری و یکی از زیباترین یادگارهای تاریخی شهر تهران است .این خانه به عنوان یکی از زیباترین خانههای مسکونی تهران در سال 1291 شمسی به هزینه جعفر قلی خان بختیاری (سردار اسعد سوم)، در ضلع شمال غربی میدان توپخانه در کوچه باغ ایلخانی که بعدها خیابان علاء الدوله نام گرفت، ساخته شد.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

چكيده:
«مال امير(1)» شهري است كه در طول تاريخ فراز و نشيب هايي داشته است ، اين شهر از مناطق جنوب غربي ايران است كه عيلامي ها بر آن حكمراني مي نمودندو آثار وكتيبه هاي به جاي مانده از دوران عيلامي مانند: اشكفت سلمان(2) وكول فره(3) در اين منطقه خود گوياي اين حقيقت است . مال امير پس از عيلامي ها دردوره حاكميت مادها ، هخامنشيان ، اشكانيان وساسانيان همچنان يكي از شهرهاي مهم وتأثيرگذار در روند تحولات سياسي ، اقتصادي اين سلسله ها بوده است .
اعراب مسلمان در سال هفدهم هجري مال امير رافتح كردند واز آن پس اين شهر مورد توجّه آنان قرار گرفت. دردوران اسلامي وبا تشكيل حكومت هاي ايراني تحت نفوذ وسيطره ي حكومت هاي ديلميان آل زيار و آل بويه قرار گرفت. پس از آن درنيمه ي دوم قرن ششم تا سال (827ه.ق.) به عنوان مركز زمامداري حكومت محلّي اتابكان لر بزرگ انتخاب شد.در اين مقاله ، جغرافياي طبيعي وانساني مال امير ، اسامي اين شهر در گذشته ، جايگاه مال امير در متون قديم جغرافيايي وپيشينه ي تاريخي آن و وضعيت مال امير در قرون اوليه اسلامي و در دوره ي اتابكان بررسي وتحليل شده است .اين پژوهش با روش توصيفي وتحليلي بر پايه ي منابع كتابخانه اي است و پس از ارزيابي داده هاي تاريخي وتجزيه و تحليل آنان به سازماندهي و استنتاج از آن پرداخته است .
واژه هاي كليدي:
اتابكان ،ايذج ،لر، لربزرگ ،مال امير
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
سفارش فردوسی به پاسداری از نوروز و جشنها و آداب و رسوم ملی ایران :
پادشاهی دارای - داراب چهارده سال بود
بیارید این آتش زردشت بگیرد همان زند و اوستا بمشت
نگه دارد این فال جشن سده همان فر نوروز و آتشکده
همان اورمزد و مه و روز مهر بشوید به آب خرد جان و چهر
کند تازه آیین لهراسبی بماند کین دین گشتاسبی
ادامه مطلب...
نوشته دکتر عزت اله عبدالهی نوروزی

نوروزامثال بوی گل یاس می دهد: اين عيد كهن سال كه گنجينه اي از سنت هاي دل پذير است، تاريخي بس دراز و عبرت انگيز دارد. از روزگاران بسيار قديم كه تعيين تاريخ آن حتي از عهده ي تاريخ هم بيرون است تا امروز، اين عيد، با تمام سنتها و آداب و رسوم خود همچنان در فراز و نشيب تاريخ و از خلال حوادثي عظيم راه خود را باز كرده و دنياي افسانه اي قديم را به عصر دانش امروز پيوسته است.
ايران با قدمت هزاران سال تمدن و فرهنگ، خاستگاه سنت ها و رسوم مختلفي بوده است، گاه اين رسوم و سنت ها مرزها را نيز درنورديده و به سرزمين هاي مجاور و حتي نقاط ديگر عالم نيز منتقل مي شدند، از سوي ديگر اين رسوم و سنت ها گاه از فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر تأثير پذيرفته و به مقتضاي زمان دچار تغيير و تحولاتي نيز شده اند، برگزاري مراسم نوروز قدمتي هزاران ساله در ايران دارد و به يكي از درخشان ترين و برجسته ترين سبك هاي فرهنگ ايران زمين تبديل شده است و علي رغم تمام هجوم، بلاياي طبيعي و سختي ها و مصائبي كه بر پيكر اين سرزمين وارد آمد، نوروز كماكان به عمر خود ادامه داد و ايرانيان هر سال با آغاز زندگي دوباره طبيعت و رسيدن بهار ،جشن نوروز را برگزار مي كردند.
مذهب اسلام نيز نوروز را به رسميت شناخت و به واسطه مسلمان شدن ايرانيان در اين مراسم تغييراتي به وجود آمد و نوروز هم در ميان مردم و هم در ميان حكومت ها در ايران اسلامي با علاقه و اشتياق فراوان برگزار شد، يكي از نمادهاي استقبال ايرانيان از بهار را مي توان در اشعار شعراي ايراني به خوبي مشاهده كرد.
از منوچهري و فرخي سيستاني تا صائب تبريزي و ملك الشعراي بهار در وصف هواي دل انگيز بهاري و آمدن نوروز اشعار زيبايي سروده اند. فرخي در وصف نوروز مي سرايد:
بدين شايستگي جشني بدين بايستگي روزي
ملك را در جهان هر روز جشني باد و نوروزي
نوروز، نمادي از پيروزي عنصر نيك در نبرد فصل هاست، نمادي از بيداري طبيعت است و زمستاني كه به رستاخيز حيات مي انجامد. نوروز و حقيقت حيات، پشت و روي يك سكه اند و نوروز جوهر زندگي است. تاريخ پيدايي نوروز سر در افسانه دارد و آغاز آن معلوم نيست ولي مي توان پنداشت كه نوروز با خود زندگي آغاز شده و تا زندگي هست نوروز هم خواهد بود.
نوروز به تعبير شريعتي :«خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت است و جشني است كه بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد و اسلام كه همه رنگ هاي قوميت ها را زدود و سنت ها را دگرگون كرد نوروز را جلاي بيشتر داد. نوروز يك جشن ملي است يك قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست. جشن جهان است و روز شادماني زميني.»(شريعتي،كوير ص 260)
اما نوروز امسال بوي گل ياس مي دهد ياسي كه آيينه افتادگي، عاطفه و پارسايي بود، همان ياسي كه آفرينش و خلقتِ كائنات براي او هستي يافت، ياسي كه اُم ابيها بود، دختر نبوت و همسر ولايت شد و مادر امامت بود، عُصاره ي همه خوبي ها و پاكي ها و زيبايي هاي عالم بود. گل ياسي كه حوراء انسيه بود، در عين انسان بودن از حوريان بهشتي و پيامبر(ص) از وجود عزيزش بوي بهشت و بوي درخت طوبي را استشمام مي كرد. گل ياسي كه نوروز و نوروزيان در مقابل عظمت و شكوه اش سر تعظيم فرود مي آورند و حرمتش را نگاه مي دارند.
سبزه فكنده بساط بر طرف آبگير
لال حقه نماي شعبده ي بوالعجب
پيش نسيم ارغوان قرطه ي خونين بكف
خون حسينيان باغ كرده چو زهرا طلب
نویسنده: حسین چراغیان بختیاری
فرومایه را بخـت گــردد بلنـد شود خوار هرکس که هست ارجمند
ترادانش و دین رهاند درست در رسـتـگــاری بـبــایــدت جــسـت
(فردوسی رضی الله عنه)
اتابک یا اتابیگ واژه ای است ترکی که در دوران سلجوقی به معنی امیر ، معلم شاهزادگان، پدربزرگ، حاکم محلی و در تاریخ معاصر ایران به عنوان صدراعظم بکار رفته است. تکله نام یکی از اتابکان لرستان بزرگ است که در ایذه مالمیر فرما نروائی می کرده است. در گویش بختیاری تکله را حاکم دادگستر و سردارجنگی می نامیدند و در فرهنگ لغت به معنی شوریده و مجنون آمده است. اکراد به معنی کردان و یا چادر نشینان است و الوار به معنی مردمان لیر نشین یا ساکنان کوه و جنگل اطلاق شده است. علامه علی اکبر دهخدا می نویسد: الوار،} اَل ْ} (ع ص ، اِ) جمع عربی لفظ لُرکه ایلی است در ایران .(فرهنگ نظام ). در متن اللغة آمده : لور جنسی از اکراد است، انتهی- بنظر میرسد که لر در عربی بصورت لور درآمده و برطبق قاعده ٔ عربی به الوار جمع بسته شده است و فارسی زبانان آن را بصورت عربی بکار برده اند.
ادامه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
سال هاست که میان طرفداران طب سنتی و هواداران علم جدید پزشکی بر سر انتخاب این یا آن ، مجادله و مباحثه وجود دارد آنان استدلال می کردند که هرگل و گیاهی را که پروردگار جهان آفریده محاسن و خواصی در آن است که هریک می توانند به تنهایی دردی را دوا و بیماری را شفا بخشند.
به هر حال حاصل این بحث و جدل ها به اینجا رسیده است که در این حال که دانش جراحی را به حد اعلا ارج می نهیم، ولی حتی المقدور از استفاده از دارو خواص شیمیایی خودداری کنیم و به داروهای گیاهی روی آوریم که چه از نظر طبیعت فطری بشری و چه از نظر اجتماعی صلاح مصلحت انسان در استفاده از آن هاست.
ادامه مطلب...

به نام خدایی که لُر آفرید دلش را از اندوه پُر آفرید
غمِ لُر غمِ غربتِ کوچ نیست خداوند لُر بره و قوچ نیست
خداحافظ ای کوچ هر سال من خداحافظ ای بخت و اقبال من
خداحافظ ای چشمه های قشنگ خداحافظ ای اسب و زین و تفنگ
خداحافظ ای مردم ساده پوش خداحافظ ای ایل پر جنب و جوش
خداحافظ ای مَشک و دُوْ و کَره خداحافظ ای کبک و میش و بَره
یکی نْی بیاهِه ز کِینو به مال بخونه سی مون کمی دِی بَلال
دلُم تنگِ سی پازِنونِ مُنار دلُم تنگِ سی بِرنُو سُوزِوار
دلُم تنگِ سی مال و مشک و بُهون سی کِیماس و مِرداس شاهنامه خون
دلُم ایخو وا مَم رضا و خلیل بِگَردُم به جُست کِلوُس و چَویل
دلُم ایخو برگرده او روزگار رِوِه مالِمون پشتِ تَنگِ مُنار
دلُم ایخو جونُم بهاری بوهِه همه زندگیم بختیاری بوهِه
تو ای ایلیاتی تو ای مرد کوچ لُر و ترکمن،کرد و ترک و بلوچ
تو بشنو حدیث دل این مُرده را تکاپوی بُغض ترک خورده را
غریبانه در انزوا مانده ام من از کوچ و از گله جامانده ام
غریبیم و از غربت آزرده ایم نفس می کشیم از نفس مُرده ایم
شاعر: روشن سلیمانی
نویسنده: علامه شهید مرتضی مطهری(ره)
وقتی بچه بودم، منزلمان در مجاورت حضرت عبدالعظیم بود، آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروزی نبود و فقط همین قطار تهران- شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.
دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است. تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است. ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر ... ».؟!!!!

