پایگاه فرهنگی شهرستان اندیکا
پایگاه اطلاع رسانی اندیکا

http://www.aftabir.com/news/2007/may/30/images/56e3d9bd616292635b1caa2ec328082a.jpg

بر بستر ایران زمین گل افشاندن امری زاید است، زیرا خود گلستان است و با تنوع گل های رنگارنگ خویش جلوه ای فرایند سرزمین های دیگر دارد. این تنوع رنگ ها ، زیبایی آهورایی این سرزمین فرهیخته پرور را تداعی می کند که هر گوشه و کنار آن بوی خوش را همانند گل های بهاری در طول زندگی انسان به مشام می رساند که تنوع زندگی و جوامع خفته، همیشه بیدار در پیکره ی آن ، این بوی خوش جهانگیر را در هاله ای از ابهام برگرفته شده از تمدن همیشه پویای آن به جان و دل می نشاند. راز این درخت تناور تاریخ و این بوی خوش جاودانه در چه نهفته شده است .

 

ادامه در ادامه مطلب...


بر بستر ایران زمین گل افشاندن امری زاید است، زیرا خود گلستان است و با تنوع گل های رنگارنگ خویش جلوه ای فرایند سرزمین های دیگر دارد. این تنوع رنگ ها ، زیبایی آهورایی این سرزمین فرهیخته پرور را تداعی می کند که هر گوشه و کنار آن بوی خوش را همانند گل های بهاری در طول زندگی انسان به مشام می رساند که تنوع زندگی و جوامع خفته، همیشه بیدار در پیکره ی آن ، این بوی خوش جهانگیر را در هاله ای از ابهام برگرفته شده از تمدن همیشه پویای آن به جان و دل می نشاند. راز این درخت تناور تاریخ و این بوی خوش جاودانه در چه نهفته شده است .
پژوهشگر راستین و انسان گریزان از دروغ ، جاودانه بودن آن را در تمدنی می داند که برپایه ی انسان راستین و خصوصیات او نهاده شده وایرانی در طول زندگی پر فراز و نشیب خود در هر کجای این سرزمین جای خوش کرده و پای خود را بر بستر آن فشرده ، راست قامتانه بر این کوشش بوده که انسان راستین دوره ی خود باشد و نیاز زندگی را با کار و کوشش پاسخ دهد و برآورد آن را برگرفته از حق دیگران و خاموش کردن خواسته های انسان های دیگر استوار نکرده است . عواطف این چنین انسانی شیره حیات را در رگ تمدن جهان دوانیده و هنرهای زندگی او بر بقای تمدن آدمی استوار بوده است ،‌تا آن جا که شناخت تمدن جهانی ، بدون درک تمدن برخاسته از این جامعه انسانی امکان پذیر نبوده و نخواهد بود.
انسانی که زندگی پر از راز و رمز خود را بر این بستر همیشه زنده استوار کرده است ، خود در چرخش پر از رویدادها ، آشوب ها، هرج و مرج ها ، کشتارها و … گرفتار آن بوده که بتواند این پدیده های حاصل از برداشت های اهریمنی را به روشنایی کشانده و بجای آن مهر و محبت ، دوستی وصفا ، همرنگی و یگانگی و زندگی مشترک انسان ها را سازمان دهد. اگرچه در این حرکت خود بارها گرفتار همان آشوب های اهریمنی شده است و خود برخوی اهرمن ، اعمالی را مرتکب گردیده که در راستای نور نبوده ، اما این نه همه گیر و نه همه جا و نه به درازا کشیده شده است . انسان راستین بر این پهنه وسیع ، هنر زندگی کردن و زندگی ساختن را در انبوه پیش آمدها و رویدادهای سخت همچنان ادامه داده و در ستیغ کوه ها و درون دره ها و در حاشیه کویرها و درون آن و در دشت و صحرا راه یگانه ای را پیموده که تعالی انسان و رمز حیات جاودانی را به جهان انسان هدیه کند.
با این دید و این گونه برداشت که بر حقیقت استوار است ، اکنون ما در بخشی از این سرزمین مقدس با پیشینه ای استوار روشنایی وتمدنی دیرپای گذارد، در خدمت بشر و آفرینش هنری جهانی قدم می گذاریم، تاگذر زمان را در آن پیموده و سایه ای گوناگون افکنده بر حیات آدمی را از آن بزداییم و بر پایه شناخت ببینیم . جایگاه این بخش از ایران زمین در هستی جهان و انسانیت راستین چه بوده است وزیر و بم حیات آدمی را که موجد این گسترش و نفوذ و تأثیرگذاری بر تمدن جهان بوده است کشف نمائیم .
این دیار برای شناخت به آن اندازه ارزشمند است که جستجوگر تمدن بشری ردپایی را برای آغاز جستجو کند و بر این آشنایی پیمودن راه آنقدر تأثیر داشته باشد که کورمال راه رفتن را به دویدن تبدیل نماید و انسان راستین همیشه در حال دویدن برای رسیدن به حقیقت که مقصد او است می باشد. انتهای که همیشه ناشناخته بوده و به همان ناشناختگی نیز باقی خواهد ماند تا انسان تمدن ساز همیشه برای ساختار تمدن والاتر، دلیل و برهان داشته باشد و کنکاش های لازم را صورت دهد.
لرستان، بخش اعظم نواحی کوهستانی غرب ایران را تا محدوده اصفهان و فارس را دربرمی گیرد ، نژادی در آن سکونت دارند که با تمام خصوصیات و ویژگی هایشان ، بدون تردید باید منشأ یکسانی داشته باشند و جابجایی عظیمی که در طول تاریخ از خود نشان داده اند باید در ماهیت سرزمین جستجو کرد که در آن سکونت اختیارکرده اند، انسان هر چقدر هم کنجکاو نباشد، آن گاه که در این سرزمین قرار می گیرد از خود می پرسد، گذشتگان چه شایستگی هایی داشته اند که چنین آثاری از خود به جای نهاده اند که با تمام عوامل انهدام و فنا ، این چنین باز سرپا ایستاده و بر اندیشه او اثری گذارند. جایگاهی که خطه ارتباطی میان بخش های گوناگون بوده که گهواره نژادیشان در آن دائماً در حال جنبانیدن است و از سپیده دم تاریخ و در تیرگی های به روشنایی نکشانده ، ما را برآن می خواند که ساختار تمدن این سرزمین را درکشاکش رویدادهای گوناگون مورد توجه قرار دهیم و لذتی را در خود احساس نمائیم که از سطر پیدایش سخن می گوید که به درازای تاریخ تا به امروز ادامه داشته است . جایی که تاریخ زمانی از پرتو افکنی بر آن دریغ داشته و هیچ دلیلی را ارائه نمی کند . این حس دورنی آدمی است که گاهی صورت اوهام و خیال نیز خواهد گرفت که در گذشته سیر کند وپندارهایی را با خود همراه داشته باشد تا به کنجکاوی خرد با آن ها پاسخ هایی فاقد سند و مدرک دهد.
زمانی که بر ستیغ کوهستانهای این سرزمین قرار می گیری و یا از آن بر دشت هایی کوچک و بزرگ فرود می آیی، خود را در عالم رویا حس می کنی که چگونه گذشتگان از این جاده ی سنگی در کنار دره های عمیق فرود آمده و یا بر بلندی کوه ها راه پیدا کرده اند، تا آن جا که برآن« جاده نردبانی بر فراز کوه ها نام داده اند» و مردم در گذر تاریخ بر این سرزمین رامی بینی که رفتار باوقارشان درچنین شرایط و با این سختی و زمختی طبیعت تا چه اندازه لذت انگیز است.
در جلگه مال امیر که قرار می گیری و اطراف آن را با دقت نگاه می کنی ، ردپای انسان در گذرتاریخ را می جویی، در پستی ها و بلندی ها و غارهای اطراف آن با راز های گوناگون خود، تو را به سوی خود می خوانند و باز رویا همراه حقیقت می گردد و طبیعت آدمی را بر آن راه می کشاند که در راه کشف ماهیت های وجودی تمام این پدیده ها تحقیق کند و آن راه نردبانی را به بپیماید تا به حقیقت دسترسی پیدا کند و این کار را نیز مکرر انجام دهد تا نیازی را که در خود احساس می کند، پاسخ داده و آن شناخت این سرزمین پر از رمز و راز است.
سرزمینی که از دورترین ازمنه حیات آدمی ، انسان های جنگجو و اسرارآمیزی را در خود پذیرفته است که بدون تردید در گذشته از چنان تمدنی برخوردار بوده اند که حتی با امروزه آن نیز قابل مقایسه نبوده و اثار آن در گوشه و کنار از پتک ، مال امیر، تنگ سولک و …. خفته در آغوش طبیعت پا گرفته بر آن همچنان باقی است. اگرچه تاریخ اطلاعات کافی به ما نمی دهد و یا سکوت را درباره ی تمدن آن ادامه می دهد، تا ما نتوانیم قضاوت کنیم که این ناحیه چگونه آبادان شده و مردم در چه دورانی این شکوفایی را به وجود آورده اند و این همه راز و رمز ها و باور های گوناگون را به جای گذاشته اند که در فروغ جهانی تمدن بشری جایگاه ویژه ای داشته اند ، که بدون تحقیقات علمی و دسترسی ما به آن امکان پذیر نخواهد بود.
بخصوص آن گاه که از زوایای گوناگون این سرزمین ، بر اطلاعاتی دست یابیم که ساختارهای رنگارنگ آن ها حاکی از آن است که امنیت فراوان و رفاه فقط پاسخگوی این به وجود آمدن ها است ، تادر همان حال نشانگر این باشد که مدنیت از امنیّت فکری و جانی و مالی برخاسته است و در همان حال می دانیم در زمان نیرومندترین دولت های تاریخ ایران مردم این منطقه مقهور هیچ قدرتی نگردیده و بدون تردید بهمین دلیل باید زبان آنان را در گویش از زبان پهلوی دانست که خود باز هم حاکی از آن است که سلطه پذیری بر این منطقه نه آسان بوده و نه چندان امکان پذیر و در همان حال آثار باقیمانده نشانگر این است که تمدن سرافرازی در آن پا گرفته است و نشانه ای خود را تا به امروز به یادگار گذاشته که در ارتباط با تمدن سایر نقاط این سرزمین همیشه جاویدان است.
این متن ، راه یابی است برای آشنایی با تاریخ این بخش از سرزمین خفته در فراموشی ها و ناآشنایی ها ، که بدون آشنایی و شناخت حیات تمدن آن ، امکان بررسی تاریخ و تمدن و فرهنگ مردم جهان امکان پذیر نخواهد بود. بدون تردید برای این مطالعه و پژوهش بهره وری از علوم وفنون گوناگون امری لازم و ضروری است . بازشناسی حیات تاریخی یک منطقه بزرگ با تأثیر گذاری وسیع آن بر سرنوشت تاریخی ملت ایران، به آسانی امکان پذیر نیست ودر یک پژوهش نمی گنجد که چنین راه هم چون جاده نردبانی دنیا را طی کند .
با اذعان به ضعف در این زمینه ها، از آن جا که دانش آموخته در رشته تاریخ هستیم این حق را به خود داده که قدم در این شناخت و یا به عبارت دیگر بازشناسی بگذاریم و اگر کشف جدیدی را نیز اعلام ننماییم ، اما چهره پر ابهام را حتی المقدور تا اندازه ای به روشنایی اندکی بگشاییم و آن را رویایی تر و خیال انگیز تر نماییم ، تابدین ترتیب آدمی که به دنبال رویا، دل به خیال انگیزی دارد، راه حقیقت را نیز پیدا وآن را به پیماید ، بویژه آن که در این رویا ها و خیال ها واقعیت های بسیاری نهفته است که فقط از راه دانش و علم می توان آن ها را بازشناسی و به حقیقت رساند و از صورت نخست خارج کرد و آشنایی دل را به روشنایی علم همگانی نمود.
انگیزه نگارنده از نوشتن این متن ، علاقه به موطن اصلی خود و تاریخ کهنسال آن از سویی و یادآوری و عرضه تاریخ دیرینه سرزمینی پهناور و ناشناخته از سوی دیگراست.
تا پلی علــم دار نیاورش عشـق
سر شوریده منصور به سامان نرسد
دکتر عزت اله عبدالهی نوروزی




تاریخ: شنبه 15 شهریور 1393
ارسال توسط andika

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران